نماینده‌ پژاک در کنگره‌ملی کورد در آمریکا؛ از غربیها و آمریکا انتقاد‌کردیم

نماینده‌ پژاک در کنگره‌ملی کورد در آمریکا؛ از غربیها و آمریکا انتقاد‌کردیم

شمال بشیری, نماینده پژاک که در کنگره ملی کورد در شمال آمریکا در روزهای 12 و 13 می شرکت کرده بود, در مصاحبه با خبرگزاری فرات ضمن اشاره به موضوعات مطرح شده توسط حزبشان در کنگره کوردها گفت:«مبحثي راكه در آنجا ارائه داديم داراي چند بخش كلي و ويژه بود. يكي از بخش‌ها مربوط بود به بحث درباره‌ي به وجود آمدن مشكل دموكراسي در خاورميانه و ريشه‌يابي آن. يعني به برآمدگاه مشكل و دلايل آن پرداختيم. همچنين تلاش نموديم كه در اين رابطه مواردي از قبيل ژينوسايد، استثمار، انكار هويت، به حاشيه راندن اتنيسيسته‌ها و ملت‌ها درساختار سياسي و توازنات منطقه‌اي را مورد بحث و گفتگو قرار دهيم.»

متن کامل مصاحبه:

سئوال: هدف شما از مشاركت در اين كنگره چه بود؟ فضاي كنگره چگونه بود و در مورد روند برگزاري آن توضيحاتي بدهيد؟

شمال بشیری: در روزهاي 12 و 13 ماه مي، ما به‌مثابه‌ي هيئتي به نمايندگي از حزب حيات آزاد كوردستان(پژاك) در اين كنگره مشاركت به عمل آورديم. اهميت مقطع زماني كنوني و شرايط موجود خاورميانه و موج تغييراتي كه از كشورهاي آفريقايي شروع و به ديگر كشورها به‌ويژه كشورهاي خاورميانه‌ي كشيده شده و اكنون نيز بيش از پيش به كوردستان و مناطق كوردنشين نزديك‌تر شده است، بسيار مشهود است. مد نظر قرار دادن اين موارد باعث شد كه حزب‌مان به اين نتيجه برسد كه بر اساس تغييرات به وجود آمده بايستي مرحله‌ي نويني درتاريخ مبارزاتي خلق‌هاي خاورميانه و به‌ويژه ملت كرد آغاز گردد. بر اساس تصميمي كه حزب‌مان گرفته در كليه‌‌ي نشست‌ها، گردهمايي‌ها،كنفرانس‌ها و پلاتفرم‌هايي كه به هم‌گرايي و نزديكي هرچه بيشتر و ايجاد يك‌صدايي در راستاي اتحاد ملي بيانجامد، شركت خواهيم كرد تا ما نيز بتوانيم وظيفه‌ي خود را در اين رابطه يعني ايجاد هماهنگي، هم‌آوايي و ترغيب سازمان‌ها و احزاب كوردي جهت ايجاد يك تشكل با گفتماني هم‌راي و همچنين بحث وگفتگو در رابطه با معضلات و مشكلات موجود در پيوند با مسئله‌ي كورد به شيوه‌اي نوين به جاي بياوريم. در واقع اين مبنا و برنامه‌ي كاري ما در نهاد روابط خارجي پژاك است و بر اين اساس ما هم در كنگره‌ي ملي كورد كه در شمال آمريكا و شهر واشنگتن برگزار گرديد و تا كنون (از سال 1988) نقش مهمي در ايجاد اتحاد ملي و مباحثه بر سر مسائل و مشكلات كورد، هم براي كوردهاي مقيم آمريكا و هم براي سايرجنبش‌ها داشته و دركل پلاتفرمي ارزنده است. البته بر اساس دعوت به عمل آمده از طرف هيئت برگزاري، ما نيز مشاركت كرديم.

س: شما در اين كنگره موضع حزب‌تان را در قالب يك مقاله ارائه داديد. به طوركلي مضمون و نكات گنجانده‌شده در آن شامل چه مواردي بود؟ پيشنهادات شما به‌مثابه‌ي حزب حيات آزاد كوردستان چه بود؟ و دركل اين كنگره تاكنون چه فعاليت‌هايي در زمينه‌ي اتحاد ملي انجام داده و چه گام‌هاي عملي‌اي برداشته است؟

ش. بشیری: مبحثي راكه در آنجا ارائه داديم داراي چند بخش كلي و ويژه بود. يكي از بخش‌ها مربوط بود به بحث درباره‌ي به وجود آمدن مشكل دموكراسي در خاورميانه و ريشه‌يابي آن. يعني به برآمدگاه مشكل و دلايل آن پرداختيم. همچنين تلاش نموديم كه در اين رابطه مواردي از قبيل ژينوسايد، استثمار، انكار هويت، به حاشيه راندن اتنيسيسته‌ها و ملت‌ها درساختار سياسي و توازنات منطقه‌اي را مورد بحث و گفتگو قرار دهيم.

س: آيا در اين كنگره تنها مسائل مربوط به ملت كورد مورد بحث قرار گرفت؟

ش. بشیری: البته در ابتدا كليه‌ي خلق‌هايي كه در اين مقطع مورد قتل‌عام و ژينوسايد قرار گرفته‌اند از قبيل آشوري‌ها، ارمني‌ها و پيروان اديان و مذاهب مختلف مورد بحث قرار گرفتند و به‌ويژه اين مسئله كه كورد و سرزمين كوردستان با چه معضلات و قتل‌عام‌هايي روبه رو مانده است. نخست از لحاظ تاريخي و بر اساس برداشت ما از تاريخ كوردستان به بيان مسئله پرداختيم و دربخش دوم از گفتار ارائه‌شده به اين موضوع نگاهي انداختيم كه كدام كشورها و قدرت‌ها در مسئله‌ي كورد تاكنون دخالت داشته‌اند و در بروز معضلات و مشكلات موجود سهيم هستند. چون در رابطه با به وجود آمدن مشكل كورد، قبل از هر كس كشور‌هاي غربي و به‌ويژه اروپايي‌ها و آمریکا داراي نقشي اساسي بوده‌اند.

س: آيا شيوه‌ي ارائه‌ي گفتار به اين صورت يعني بر اساس يك جمع‌بندي تاريخي و جامعه‌شناسانه در گنگره، شيوه‌اي نوين بود و مورد علاقه حضار قرار گرفت؟

بدون شك گفتار ارائه‌شده از طرف ما داراي ويژگي‌هاي خاصي بود و اين موضوع از زيربناي فكري و ايدئولوژكي پژاك سرچشمه مي‌گيرد. بر اساس اين واقعيت ايدئولوژيك گفتار خود را بدون اينكه ترسي از هيچ طرفي داشته و يا سعي بر خودسانسوري وجود داشته باشد يا به خاطر يك سري معادلات سياسي تلاش شود كه مواردي را در لفافه پنهان كرد و واقعيت‌ها را بر زبان نياوريم، ارائه داديم. براي همين شيوه‌ي خطابت ما طرزي التماس‌واري جهت چاره‌يابي نبوده و يا خواهش و تمنا براي اينكه وضع كورد مورد بررسي قرار گيرد. ما بر اين باور نيستيم كه ملت كورد، ملتي بيچاره بوده و قادر به حل مشكلات خود نيست.

س: آيا ملت كورد مي‌تواند پيشاهنگي دموكراتيزه‌كردن خاورميانه البته نه به شيوه‌ي غربي آن بلكه با توجه به واقعيات منطقه را به انجام برساند؟

ش. بشیری: در بخش سوم از گفتار ارائه‌شده به كنگره‌، ما به انتقاد از ايالات متحده‌ي آمريكا و تعدادي از كشورهاي ديگر مانند روسيه و ساير كشورهاي مداخله‌كننده در خاورميانه پرداختيم. زيرا در حال حاضر به خاطر يك سري منافع به حمايت از دول محافظه‌كار منطقه كه به هيچ‌وجه حاضر به قبول خواست‌هاي مشروع ملت كورد نيستند مي‌پردازند. با چنين رويكردي باعث شده‌اند كه هرگونه زمينه‌ي ايجاد چاره‌يابي با بن‌بست روبه‌رو گردد. از ديگرسو كشورهاي منطقه بر سياست‌هاي فاشيستي، شوونيستي و ناسيوناليستي دولت‌ـ ملت پافشاري مي‌نمايند و اين خط مشي را ادامه مي‌دهند. در سوي ديگر، كشورهاي فرامنطقه‌اي يعني اروپايي و آمريكايي وجود دارند كه نقش اساسي‌اي در به وجود آمدن مشكلات امروزه‌ي كوردستان دارند. ولي در حال حاضر هيچ‌گونه مسئوليت و تعهدي را در قبال چاره‌يابي اين معضل قبول نمي‌نمايند. اگر قرار است كه تغييراتي در خاورميانه صورت گيرد چرا ملت كورد نبايستي در اين تغييرات سهيم گردد, البته به صورت مثبت؟

س: آيا انتقاد از سياست‌هاي كشورهاي ابرقدرت خصوصا آمريكا در قبال ملت كورد تنها از سوي پژاك صورت گرفت يا ديگر حاضرين در كنگره نيز به بيان اين انتقادات پرداختند؟ آيا اين شيوه‌اي نوين در برخورد با مسائل بود؟

ش. بشیری: اين موضع‌گيري نه تنها در اين مجمع يا كنفرانس بلكه به طور كلي و در طول حيات حزبي ما يك خط مشي كلي در سياست‌گذاري‌هايمان بوده است. متاسفانه روند حاكم در سياست خارجي احزاب كوردي بر اين پايه استوار بوده كه بدون برخورداري از حمايت مردمي و اساس گرفتن اراده ملي سعي نموده‌اند كه بر اساس توازنات سياسي منطقه‌اي و كمك گرفتن و مساعدت كشورهاي فرامنطه‌اي براي خود جايگاهي در چهارچوب سياسي بيابند؛ و از اين راه به قول خودشان به چاره‌يابي معضل كورد بپردازد. اين امر باعث شده حركت آزادي‌خواهانه‌ي ملت كورد رويكردي منتقدانه در قبال سياست‌هاي نظام جهاني در پيش نگيرد و بيشتر در جهت مشروعيت‌بخشي به اين سياست‌ها عمل كند. حتي در جهت لاپوشاني بسياري از قتل‌عام‌هايي كه بر ملت كورد روا داشته شده، عمل نموده است. براي همين اين روند كه به عنوان خط‌ مشي نسل انقلابي نو در كوردستان مطرح است بر تمدن دموكراتيك اصرار مي‌ورزد و سعي مي‌نمايد كه با يك فلسفه و انديشه‌ي نوين در عرصه‌هاي سياسي منطقه‌اي و جهاني به فعاليت و مبارزه بپردازد. تنها اين جمع ـ به عنوان معتقدين به اين فلسفه‌ي نو در سيات خارجي ـ هستند كه تلاش مي‌نمايد در گفتمان سياسي خود خطابتي انتقادي داشته باشند و با اين موضع‌گيري در پلاتفرم‌ها و همايش‌هاي بين‌المللي مشاركت نمايد. در اين كنفرانس هم اين شيوه و رويكرد تنها محدود به پژاك بود و غير از ما از سوي گروه‌هاي ديگر مطرح نگرديد.

برگرديم به پرسش قبلي در مورد محتواي گفتار؛ بايد بگويم كه در بخش سوم آن، تعدادي از كشورهاي فرامنطقه‌اي از قبيل چين و روسيه به جهت حمايت‌شان از اين دول منطقه‌اي محافظه‌كار و دوام رويكرد سياسي آن‌ها‌ و همچنين كشورهاي اروپايي كه به همان شيوه عمل مي‌نمايند و آمريكا نيز مورد انتقاد قرار گرفتند. چون آمريكا ادعاي ابرقدرت بودن را دارد و تحت عنوان دموكراتيزه‌كردن خاورميانه در حال حاضر به مداخله و اجراي سياست در اين منطقه از جهان مي‌پردازد. اين مورد قطعا با ملت كورد و سرزمين كوردستان رابطه دارد و بخشي از اين سياست‌ها بر روي ملت كورد اعمال مي‌شوند. اما تاكنون به‌رغم تمامي ادعاهاي مربوط در زمينه‌ي دموكراسي و آزادي، پروژه و برنامه‌‌اي شفاف و روشن در قبال حل مسئله‌ي كورد در هيچ يك از مناطق كوردستان ارائه نشده است. اين امر باعث مي‌شود كه ملت كورد همچنان در ترديد و دودلي بوده و با ديدي مملو از شك و گمان به اين سياست‌ها بنگرد. لذا پيام ما بدين صورت بود كه اگر بر ادامه‌ي همين رويكرد تاكيد گردد و روند موجود ادامه يابد، كورد مجبور نيست به بخشي از سياست‌هاي بلوك غرب و يا اروپا تبديل شود. در عين حال به همان صورت كه به بخشي از سياست‌هاي غرب تبديل نخواهد شد، حامل اين پيام نيز خواهد بود كه در چارچوب سياست كشورهاي منطقه‌اي كه بر ملت كورد تحميل مي‌گردد، جاي نخواهد گرفت. از اين‌رو خلق كورد، چاره‌اي جز حركت بر اساس خط مشي سوم نخواهد داشت. خطي كه هم‌اكنون به پيشاهنگي حزب اتحاد دموكراتيك در سوريه به فعاليت مي‌پر‌دازد. اين بهترين نمونه و بزرگ‌ترين دستاورد است كه براي نخستين بار نه به قسمتي از سياست‌هاي مداخله‌گرانه مبدل مي‌شود و نه به خدمت استبداد داخلي درمي‌آيد. در اين ميان به‌مثابه‌ي حزب حيات آزاد كوردستان(پژاك)، در تلاش براي چاره‌يابي مسئله‌ي كورد از راه‌حل‌هاي سياسي و آشتي‌جويانه هستيم. تمام تلاش ما اين است كه در فضايي آشتي‌خواهانه و مسالمت‌آميز و در يك روند مشترك با ساير خلق‌هاي منطقه، گام‌هايي جهت رسيدن به يك دموكراسي واقعي را برداريم. در اين ميان ما آمادگي آن‌را داريم كه با هر قطب يا جبهه‌اي كه خواستي منطبق با معيارهاي فوق‌الذكر جهت حل مسالمت‌آميز مشكل كورد داشته باشد گام‌هاي مشتركي برداريم. اين پيام را به تمامي حضار در گنگره تقديم نموديم و در همان حال از همه‌ي احزاب و جنبش‌هاي كورد در تمامي مناطق كوردستان و خصوصا احزاب كوردي شرق كوردستان دعوت به عمل آورديم تا از اين روند سياسي كه در سوريه به وجود آمده تجربه گرفته شود.

س: يعني اينكه پژاك پيشاهنگي يك سياست مستقل را در منطقه بر عهده گرفته و علاوه بر پيشنهاد آن در عرصه‌ي عمل هم مي‌خواهد كه سياستي راهبردي را نمايندگي نمايد كه در خدمت به ملت كورد باشد نه سياست‌هاي كشورهاي ديگر و يا توازنات سياسي قدرت‌ها؟

ش. بشیری: در مورد موضوع پيشاهنگي بايستي بگويم احتمال دارد كه بعضي‌ها از اين مورد كه پژاك مي‌خواهد پيشاهنگي اين شيوه‌ي نوين را برعهده بگيرد، تا حدي عصباني و رنجيده شوند. در واقع، پيشاهنگي، در عمل تجلي مي‌يابد. شايد خيلي‌ها ادعا نمايند كه ما هم سال‌هاست فراخوان‌هايي در اين رابطه به عمل آورده‌، سعي بر پيشاهنگي نموده‌ و خواستار اتحاد و همگرايي هستيم؛ اما مورد مهم اين است كه آيا در عمل به آن موفق بوده‌اند؟ آيا جهت يك بسترسازي سالم و همه‌جانبه تلاش نموده‌اند؟ و آيا توانسته‌اند طرفين را در كنار هم بنشانند و زمينه‌ي گفتگو را فراهم آورند؟ متاسفانه روند كلي برخلاف خواست همگان بوده است. هرچند كه ادعايي در اين رابطه موجود باشد، اما آنچه مشهود است هرچه بيشتر دور گشتن و انشقاق در سياست و عملكرد بوده كه گسست در احزاب و حركت‌ها را به دنبال داشته است. ما تنها جنبشي هستيم كه توانستيم مستقل عمل نماييم و نهايتا ايستاري مناسب را از خود نشان داده و از انشقاق و ازهم‌پاشيدگي به دور باشيم. علاوه بر تحكيم مواضع حزبي، گام‌هايي نيز در راستاي هرچه نزديك‌تر كردن احزاب كوردي برداشته و همواره ابتكار عمل را در اين راستا حفظ كرده‌ايم.

س: همچنان كه شما گفتيد و در كنفرانس هم موضوعيت يافت، نياز به حساب‌خواهي از كشورهاي فرامنطقه‌اي و منطقه‌اي وجود دارد. اهميت اين امر كه ملت كورد بايستي از اين به بعد از اين نيروها به علت موضع‌گيري‌ها وسياست‌هايشان در پديد آمدن و بغرنج‌تر شدن مسئله‌ي كورد حساب‌خواهي نمايد و حتي آن‌ها را به نوعي درگير حل و چاره‌يابي مسئله گرداند را بيان كرديد. چگونگي اين بحث را براي ما بازگو ‌كنيد؟

ش. بشیری: ملت‌مان امروزه يكي از نيرومندترين جوامع خاورميانه است كه به لحاظ درك، شعور و فهم از سياست و مبارزه، داراي افق‌هاي روشني است. همچنين بر اين موضوع هم صحه مي‌گذارد كه ديگر جامعه‌ي كورد يكي از واقعيت‌هاي موجود در منطقه است؛ لذا مادامي كه اين‌گونه است انكار عدم توجه و بي‌تفاوتي در قبال آن ناممكن خواهد بود.

حجم فعاليت‌هاي رسانه‌اي و سياسي كه انجام مي‌شوند چه در سطح منطقه و چه در سطح جهان بي‌نظير است. لذا هر قدرت بومي و فرامنطقه‌اي چنانچه بخواهد در اين سرزمين به فعاليت بپردازد و سعي بر ايجاد تغييرات و اصلاحات كند، محكوم به قبول اين واقعيت است. براي همين ما بر اين باوريم كه جامعه‌ي كورد بايستي از التماس‌كردن و استعانت دست بردارد و سازماندهي و مبارزات خود را به سطحي ارتقا دهد كه بتواند با اراده‌اي محكم خواهان پروژه‌هاي اجرايي و چاره‌يابي اصولي از كشورهاي مداخله‌كننده در منطقه باشد. ديگر وقت آن به سر آمده كه جامعه‌ي كورد در خدمت سياست‌هاي ساير قدرت‌ها باشد. ديگر سپر بلاي آن‌ها نخواهد بود و به آلت دست طرفين درگير در جبهه‌هاي جنگ قدرت مبدل نمي‌شود. اين موضوع آشكار شده كه ديگر جامعه‌ي كورد حاضر به مزدوري براي دولت‌هاي منطقه و يا پيشمرگي سياست‌هاي كشورهاي فرامنطقه‌اي و غربي نخواهد بود. اكنون كه در سطح جوامع كوردستان راي بر اين است و نظر عمومي در اين راستاست، لذا سياست احزاب كوردي هم بايستي در جهتي هم‌سو با اين خواست ملت كورد باشد. براي همين كشورهاي خارجي‌اي كه خواهان اتحاد و يا هم‌پيماني هستند بايستي به اين مورد توجه نمايند كه قرادادها و توافقات في‌مابين داراي شفافيت سياسي و بر اساس احترام متقابل باشد. ديگر نبايستي تجارب به‌دست‌آمده‌ي سال‌هاي 91 و 92 در جنوب كوردستان، نه در اين منطقه و نه در مناطق ديگر كوردستان تكرار شوند. وعده و وعيدهايي به كوردها داده شود، در بحبوحه‌ي جنگ قرار گيرند و با به‌كارگيري كوردها در بازي‌هاي سياسي منطقه آن‌ها را با قتل‌عام، آوارگي و فلاكت مواجه سازند. ديگر خلق ما شايان اينگونه برخوردهاي تراژيك نيست و لياقت يك چاره‌يابي بر اساس واقعيت‌هايش را دارد. لذا بايستي از اين به بعد ايستار و موضع‌گيري ما در اين راستا باشد كه هر نيرويِ خواستار تغيير و مداخله در خاورميانه، چه بومي و چه غير بومي، اين پيش‌شرط يعني شفافيت در سياست‌هاي خود در قبال ملت كورد را قبول نمايد. بايستي راه حل خود را در اين مورد ارائه كند. در رابطه با اين مورد بايستي به موضوعي اشاره نمايم؛ در قرن بيستم بر اساس سطح علمي موجود در آن‌زمان، هدف اصلي در سياست، استقرار و ثبات بود. از اين‌رو سعي بر آن شد كه يك نظم جهاني بر اين مبنا به‌وجود آيد. براي رسيدن به اين نظم هدف اصلي عبارت بود از استقرار يكي ارتش نيرومند مركزي و همچنين يك سيستم اطلاعاتي وابسته به دولت مركزي. با اين برداشت از امنيت سعي بر نابودي تنوع‌هاي و تفاوت‌ها و همچنين رنگ‌هاي مختلف سياسي و فرهنگي نمودند. زمينه‌ي اين را به وجود آوردند كه مجموعه‌اي از دولت‌هاي ناسيوناليست و فاشيست در خاورميانه بر سر كار بيايند و سكان قدرت را به دست گيرند. اين نوع برداشت از سياست و امنيت در نهايت منجر به اين شد كه در پايان سده‌ي بيستم، حتي آسايش و امنيت پايه‌گذاران سيستم هم به خطر بيافتد. حوادث يازده‌ي سپتامبر و ساير حوادث از اين دست، محصول همين طرز تفكر هستند. بايستي خود را از اين ذهنيت كه تنها ما محتاج آن‌ها هستيم و همواره در حال التماس و خواهش باشيم، رها كرده و بر اساس واقعيت‌هاي خود رويكرد و عملكرد سياسي‌مان را برگزينيم.