نگاهی به روند انقلاب خلق‌ها

انقلاب روژاوا با استراتژی راه سوم که از سوی اوجالان مطرح شده است امسال وارد هشتمین سالگرد خود خواهد شد. این انقلاب برای خلق‌های منطقه تا کنون به امیدی بزرگ بدل شده است.

  انقلاب روژاوا با استراتژی راه سوم که از سوی اوجالان مطرح شده است امسال وارد هشتمین سالگرد خود خواهد شد. این انقلاب برای خلق‌های منطقه تا کنون به امیدی بزرگ بدل شده است. اما باید براین نکته واقف بود که هر سنگی از این انقلاب با هزینەهایی سنگین بخشی از این بنای سترگ را برافراشته است.

  روژاوا در 19 ژوئیه سال 2012 مهر خود را بر انقلابی نهاد که به امید خاورمیانه بدل شده است. در این بخش از کردستان که اوجالان قریب بیست سال در آنجا ماند و برای سازماندهی و آگاهی خلق رنج کشید، با آغاز انقلاب، استراتژی اوجالان نشان داد که این انقلاب در چارچوب استراتژی وی روی داده است. اما اکنون این انقلاب به انقلاب خلق‌ها مبدل شده است.

  بعد از تقسیم کردستان، روژاوا هم به حمایت از مبارزه آزادیخواهانه دیگر بخش‌های کردستان دست زد و هم برای آزادی سوریه هزینه‌هایی را متحمل شد. خلق روژاوا پیش از این انقلاب همواره از سوی سیستم ملت - دولت دستخوش سرکوب و ستمکاری شده بود به رغم این مساله روژاوا انقلاب خود را انجام داده و به امید تمامی خلق‌های فرودست نیز بدل گردید.

  روندهای قبل از انقلاب

  به منظور درک بزرگی و مجدد انقلاب و نیز راه حل بحران سوریه، خوب و سازندە است کە روند رسیدن بە انقلاب را یاداوری کند:

 در سال 1916 و در جریان جنگ اول جهانی بر مبنای پیمان سایکس - پیکو، که از سوی دو نماینده انگلیس و فرانسه منعقد گردید، جنوب کردستان تحت سلطه عثمانی از سوی انگلیسی‌ها و غرب آن نیز از سوی فرانسویان اشغال گردید، شمال آن نیز بین هر دو دولت تقسیم گردید.

 بعد از شکست عثمانی، در سوریه و عراق تحت حکومت ملک فیصل حکومتی ایجاد شد که در جریان آن روژاوا و جنوب کردستان به هم پیوستند. فرانسه که در جریان سال 1919 لبنان را به اشغال خود درآورده بود در سال 1920 سوریه را نیز اشغال کرد.

 یوسف عظما یکی از کردهایی بود که علیه اشغالگری فرانسویان به مقاومتی بزرگ دست زد.  عظما ریاست جیش الوطنی را بر عهده داشت. با شکست وی در مقابل نیروهای فرانسوی، نیروهای این کشور خود را به دمشق رساندند.

 فرانسه به مدت 25 سال در سوریه قدرت را در دست داشت، بعد از آنکه ارتش نازی با شروع جنگ جهانی دوم به فرانسه حمله‌ور شد، فرانسویان اشغالگر در سوریه ناگزیر به عقب نشینی از سوریه شدند. اما در همین برهه یکی از رهبران مقاومت علیه فرانسویان یکی از کردها ساکن ادلب به نام ابراهیم حنانو بود.

 در 17 آپریل سال 1946 بعد از آنکه ارتش فرانسه از سوریه عقب‌نشینی کرد، به رغم مقاومت بزرگی که از سوی کردها انجام شد، کردها دچار سرکوب و بیعدالتی شدند.

 متعاقبا چندباردر سوریه  کودتا به وقوع پیوست. طی سال‌های 1954 - 1958، در زمان حاکمیت شکری قوتلی، به دلیل پیوندهای نزدیک با اتحاد جماهیر شوروی، جمال عبدالناصر ایفای نقش نموده و در جریان آن  مصر و سوریه تحت عنوان جمهوری متحده عربی به هم پیوستند.

 در اواخر دهه 50 میلادی، نزدیک به 300 هزار کرد به منطقه جزیره تبعید شدند. رژیم تصمیم گرفت تا به سرشماری دست زده و در نتیجه آن 200 هزار کرد به عنوان بیگانه - اجنبی لحاظ شده و از حقوق شهروندی محروم شدند.

 در 13 نوامبر سال 1960 آتش سوزی سینمای عاموده روی داد. در این آتش سوزی صدها کودک از مدارس ابتدایی زمانی که به تماشای فیلم سینمایی شب تاریک نشسته بودند زنده زنده در آتش سوختند. این فیلم داستان مقاومت اهالی جزیره در مقابل اشغالگران فرانسوی را به تصویر می‌کشید.

 جمهوری متحده عربی در سال 1963 دچار فروپاشی شد و در 8 مارس سال 1963 حزب بعت نژاد پرست، به قدرت رسید. بعثی ها با سیاستهای شوونیستی خود درصدد بودند تمامی ساکنان سوریه را تعریب نمایند.

 حزب بعث زبان مادری کردها را ممنوع ساخت، خاک کردها را اشغال کرده و مانع از سازماندهی آنان شد، اسامی مکان‌های کردی را تغییر داده و کردها را در فرهنگ عربی آسیمیله نمود.

 در سال 1971 و بعد از گذشت 7 سال از حاکمیت بعثی‌ها، حافظ اسد در جریان کودتایی درون حزبی قدرت را به دست گرفت. رفقای پیشین خود را به زندان افکنده و حملات شدیدی را علیه کردها سازماندهی نمود. کمربند عربی را بر مبنای خط گره‌‌سپی- اعزاز- جرابلس ایجاد کرد.

 رژیم بعث در سال 1963 همانند پروژه  اصلاحات شرق در ترکیه، مبادرت به اجرای پروژه‌ای متشکل از 12 ماده را در راستای قتل‌عام کردها تصویب کرد.

 در سال 1993 بسیاری از سیاستمداران کرد در زندان حسکه زنده زنده سوزانده شدند و در 12  مارس  سال 2004 قتل عام قامشلو روی داد. با این قیام‌ها، جرقەهای قیام 19 ژوئیه زده شد. کردها نیروهای دفاعی خود را ایجاد کردند.

 همگام با سیاستهای فشار و سرکوب، بی‌هویتی، زندان و دستگیری کردها در روژاوا، کردها به سازماندهی خود دست زدند.

  در سال 1927 جمعیت خوییبون که در بیروت تاسیس شده بود، کردها را در جزیره، دمشق و حلب متحد کرده بود. جمعیت خوییبون طلایه‌دار قیام آگری بین سال‌های 1927 - 1939 بود. کردها در روژاوا نیز به حمایت از این قیام و دیگر قیام‌های کردستان در بخش های دیگر میهن دست زده بودند.

 روژاوا به مرکز روشنفکری کردها نیز بدل شده بود. جلادت علی بدرخان به همراه برادرش، کاموران علی بدرخان نخستین مجله کردی را تحت عنوان هاوار منتشر کردند. مبنای زبان نوشتاری کردها با الفبای لاتین از سوی آنان ایجاد شد.

 از باشکوه ترین روزهای روژاوا،  روزی بود که اوجالان در 2 ژوئیه 1979 عازم روژاوا شد. اوجالان زمانی که به کوبانی رسید روژاوا را به آکادمی تبدیل نمود. صدها جوان روژاوایی که در این آکادمی بالیدن گرفتند در صفوف انقلاب آزادیخواهی جای گرفتند.

 در سال 2010 در تونس دستفروشی به نام محمد بوعزیز در مقابل اجحافی که به وی شده بود دست به خود سوزی زد و این مساله هم سرآغازی برای فرایندی تبدیل شده که بهار عربی نام گرفت. سال 2011 نوبت سوریه فرا رسیده بود.

 در دسامبر سال 2011 حسن علی اکله به منظور اعتراض به رژیم خود را به آتش کشید و بعد از آنکه نیروهای پلیس رژیم اسد یکی از بازاریان را مورد ضرب و شتم قرار دادند، 1500 نفر با شعار هیچ کس نمی تواند خلق سوریه را تحقیر کند، به خیابانها آمدند.

 شعار خلق‌ خواهان براندازی رژیم است" الشعب یرید اسقاط النظام" که پیش از آن در مصر و یمن شنیده شده بود، اینبار در شهر درعای سوریه نیز شنیده شد.

 بعد از آنکه 15 دانشجو این شعار را بر دیوارها نوشتند و از سوی پلیس دستگیر و شکنجه  شدند، جمعه‌ی خشم خلق در درعا آغاز شده و متعاقبا در شهرهای حما، حمص، لاذقیه، قامیشلو و دیرالزور نیز گسترش یافت. جمعەهای خشم از آن پس مرتبا تکرار می‌شدند.

 در ماه آوریل همان سال، جسد تکه تکه شده حمزه الخطیب 13 ساله که در یک راهپیمایی دستگیر و یکماه تحت شکنجه واقع شده بود، با نشانه‌هایی از شکنجه با آتش و سه گلوله کشف شد. جسد وی در 25 مه به خانواده وی تحویل داده شد. با انتشار تصاویر حمزه در شبکه‌های اجتماعی خشم خلق بار دیگر شعله‌ور شد.

 در آستانه ماە ژوئن در بعضی مناطق دستەهای مسلح پدید آمده بە هم پیوستند و در دوم ژوئن 300 نفر از اعضای اپوزیسیون سوری در آنتالیا با گردهمایی کنفرانسی را تحت عنوان تغییر در سوریه برگزار کردند. در نتیجه این کنفرانس کمیته‌ای متشکل از 31 نفر تشکیل شد.

 بعد از این کنفرانس با پیشاهنگی اخوان المسلمین ارتش آزاد سوریه موجودیت خود را اعلام کرد.  در 11 اکتبر از شبکە سیاسی AAS، شورای ملی سوریە (KNS) تشکیل شد.

 در سال 2012 ویدیویی از ایمن الظواهری منتشر شد که مسلمانان سوریه را به جهاد دعوت می‌کرد.

●   12 آوریل سال 2012 بعد از حمله به نشست‌های صلحی که از سوی سازمان ملل متحد برگزار می‌شدند، در 13 ژوئن سازمان ملل متحد وضعیت سوریه با عنوان جنگ داخلی معرفی کرد.

●   19 ژوئیه و قبل از آنکه ارتش آزاد سوریه اعزاز، منبج و جرابلس را به کنترل خود درآورد، جنبش دمکراتیک روژاوا  TEV-DEM  فعالیتهای خود را از کوبانی آغاز کرده و ادارات را به کنترل خود درآورد. این جنبش با استراتژی راه سوم این حرکت را آغاز کرد. این به معنای نپذیرفتن رژیم اسد و نیز مخالفان دولت سوریه بود.

 با اعلام خودمدیریتی دمکراتیکی که کردها همراه با اعراب، سوریانی‌ها، ارمنیان، ترکمن‌ها و چچن‌های روژاوا ایجاد کردند، روژاوا به با ثبات ترین منطقه سوریه تبدیل شد.

 خلق‌های منطقه نیز با حمایت و مشارکت در سیستم خودمدیریتی دمکراتیک همزمان به مقاومت بی‌نظیری در مقابل حملات دست زدند.

 تبهکارانی که تحت عنوان جبهه النصره و ارتش آزاد سوریه  که با حمایت ترکیه فعالیت داشتند، بعد از آنکه در قصطل جندوی عفرین، در شیخ مقصود و حلب و سرکانی با شکست مواجه شدند، جای خود را به نیروهای داعش دادند. از همین رو بعد از شکست این نیروها، دولت ترکیه نیروهای داعش را به سوی روژاوا سوق داد.

 حملات داعش به کوبانی در سال 2014، به سرآغازی برای درهم شکستن داعش در نوروز-21 مارس سال 2019 - بدل شد؛ نیروهای داعش در نوروز سال 2019 در روستای باخوز از توابع دیرالزور با حمله نیروهای سوریه دمکراتیک کاملا درهم شکستند.

 طبق بیانیه فرماندهی کل نیروهای سوریه دمکراتیک، مظلوم عبدی، کردها و دیگر خلق‌های منطقه در این نبرد بیش از 11 هزار شهید را برای حفظ این انقلاب تقدیم نموده‌اند.

 انقلاب روژاوا با سیستم اجتماعی، سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی، فرهنگی ئظامی و سیستم آزادیخواهانه زنان نه فقط برای روژاوا بلکه برای سوریه و تمامی خلق‌های منطقه ادعا دارد که می‌تواند مشکلات و مسائل این جوامع را حل نماید.