درحالی که مذاکرات هستهای در مسکو در دومین روز خود ادامه دارد, خبرگزاری فارس که وابسته به سپاه پاسداران است, اعلام کرده که ماه آینده رزمایشی مشترک میان «ایران, روسیه, چین و سوریه» در خاک سوریه برگزار می شود که بزرگترین رزمایش در خاورمیانه است.
از طرف دیگر هم روز 1 ماه آینده, میرود که تحریم کامل نفت ایران توسط اروپا و آمریکا به اجرا درآید و این امر هم منوط به نتایج مذاکرات هستهای دیروز و امروز در مسکو است. لذا اگر تحریم کامل عملی شود و جنگ داخلی در سوریه هم تشدید شود, بسختی میتوان گفت که چنین رزمایشی تحقق یابد. اما مهمتر از همه این است که بعد از نشست شانکهای درچین , درواقع سیر رویدادها تا حدی تعیین شده است. هرچند طرفها غربی و خاورمیانهای سعی دارند نخست از راه مذاکرات اتمام حجت کنند, اما باید گفت که نشست شانگهای بسیار تعیینکننده بود. اینکه روسیه با جسارت کامل ناوجنگی به بندر طرطوس میفرستد و میرود که رزمایشی مشترک انجام دهند, و اینکه سفر اخیر سرگی لاوروف به تهران و مذاکراتش با مقامات ایرانی بر سر چه برنامههای پنهانی منطقهای بوده, خود جای بسی پرسش است. اما مسلم این است که این چهار کشور عزم خود را راسخ کردهاند که در مقابله با مانور سه کشور «ترکیه, عربستان و قطر» که چند ی پیش صورت گرفت, مانوری در خاک سوریه با شرکت 90 هزار نیرو ترتیب دهند.
نشانهها حاکی از آن است که تمامی این رویدادها جهان و منطقه خاورمیانه را روبه دوقطبی شدن میبرند که به احتمال زیاد به دو قطب «شانگهای » و «ناتو» بیانجامد. این درحالی است که هیچگاه کشورهای عضو شانکهای عملا و رسما به چنین قطبی اشارهنکردهاند و هیچگاه از اهداف نظامی استراتژیک آن سخن نگفتهاند. اما اگر منطقه خاورمیانه درگیر جنگی فراگیر شود, این دوقطبیشدن امری ناگزیر میگردد.
همچنین نامه سناتورهای آمریکایی در چندروز پیش به اوباما که گفته بودند درصورت شکست مذاکرات تحریمهای کامل ایران به اجرا درآید, خود نوعی اعلام آمادگی برای رویاروشدن با قطب مخالف بود. در سوریه طرح عنان شکست خورده, مذاکرات هستهای ایران در «استانبول و بغداد» در جوی بیحاصل برگزار شد و هماکنون هم مذاکرات در روسیه امیدوارکننده نیست.
از طرفی هم دو بار وتوی برنامههای شورای امنیت توسط چین و روسیه در خصوص سوریه, نشانه آن است که اجماعی جهانی برای دخالت نظامی در سوریه وجود ندارد و این امر هم آسان نمینماید. اما نتیجه این فقدان اجماع جهانی هم نتیجه منفی دیگری در بردارد و آن اینکه بطور واضح دوقطبیشدن نیروهای در باطلاق خاورمیانه را سبب شده است.
درحالی که کشورهای اروپایی درگیر بحران اقتصادی هستند, کشورهای «ترکیه, قطر و عربستان» هم درگیر بحران قدرت در کشورهای سوریه, یمن , بحرین و منطقه هستند و از طرف دیگر هم کشورهای «روسیه, چین, ایران و سوریه» در مقابل این طوفان به تقلی افتادهاند.
این درحالی است که تمامی مسایل بر روی سوریه و ایران کلید شدهاند. مذاکرات مسکو حتی اگر به سازش ایران و آمریکا هم بیانجامد, صرف میتواند برای مدتزمانی کوتاه تنشها را فروکش کند, اما از یاد نبریم که هیچگاه این سازش پایدار نخواهد ماند, زیرا پیشتر هم دیدیم که آمریکا و ایران بصورت مقطعی و برای مدتزمانی کوتاه جهت حل بحران عراق در سالهای 2006 الی 2007 به سازشهایی کوتاهمدت و سستبنیان دست یافته بودند ولی بعدها باز هم از هم فروپاشیده بود.