حمله به ایران و تشدید تحریم‌ها یک استراتژی را روایت می‌کنند

حمله به ایران و تشدید تحریم‌ها یک استراتژی را روایت می‌کنند

مسئله حمله نظامی به ایران همچنان تحت‌الشعاع مسئله سوریه و زمینه‌های جنگ منطقه‌ای قرار دارد و غرب با مشکل یافتن جایگزینی برای ایران در زمینه خرید نفت دارد. همچنین ازطرفی هم آمریکا درصدد اعمال تحریم‌های بیشتر است و تلاش‌های اخیر وزارت خزانه‌داری هم در این راستا است که همسو با مذاکرات هسته‌ای جهت‌دهنده, تحریم‌ها و فشارهای بیشتر می‌باشد.

چالش‌های اروپا برای تحریم کامل نفت ایران

در حالی وزارت نفت عراق از کاهش صادرات نفت این کشور در ماه می خبر داد که آمریکا به کشورهای اروپایی وعده داده بود، در صورت توقف خرید نفت ایران از کشورهای جایگزین مثل عراق می توانند تقاضای نفت خود را تامین کنند.

از طرفی کشورهای غربی بدنبال جایگزینی برای ایران در زمینه خرید نفت هستند که عراق یکی از این کشورها است, ولی ازطرف دیگر هم عراق با مشکلات عدیده داخلی میان شیعه, سنی و کرد مواجه شده است و این امر اجازه نداده که تاکنون عراق به جایگزین مناسب ایران مبدل شود. اکثر کشورهای غربی عراق را بعنوان جایگزین انتخاب کرده‌اند و آمریکا هم با این مهم موافقت نشان داده بود, اما مشکلات و چالش‌های سیاسی داخلی عراق سبب شده که حکومت اقلیم کردستان نتواند نفت بیشتری استخراج کند.

بر این اساس ، افت قیمت جهانی نفت نیز موجب شد تا در آمدهای نفتی عراق طی ماه می به کمتر از 8 میلیارد دلار برسد .

این رقم در ماه آوریل به بیش از 8.8 میلیارد دلار رسیده است که بالاترین رکورد از سال 1989 میلادی به شمار می رود .

اما کنفرانس انرژی در شهر هولیر که با حضور مقامات ترکیه و اقلیم کردستان برگزار شد, جهت پر کردن خلأ موجود می‌تواند کمک بزرگی باشد هرچند که اقلیم کردستان سود زیادی از این همکاری با ترکیه نمی‌برد, اما درواقع تلاشی برای مقابله با ایران است. و به محض رسیدن استخراج نفت به سطحی قابل توجه, می‌تواند جایگزین ایران شود و مرحله تحریم کامل نفت ایران توسط غرب به اجرا درآید.

چراکه هیچ‌گونه حمله‌ای به ایران نمی‌تواند قابل بحث باشد مگر اینکه نخست نفت ایران را کاملا تحریم کنند, سپس در مرحله دوم به حمله نظامی دست‌زنند. اما از جمله مشکلات دیگر غرب وجود بحران اقتصادی در حوزه یورو است که دست زدن به هر گونه ریسکی می‌تواند بنیان‌برانداز باشد. لذا کنگره آمریکا اخیرا خواستار بررسی عواقب حمله به ایران شده, زیرا بحران در اروپا می‌تواند آمریکا را هم تحت‌تأثیر قرار دهد.

کنگره آمریکا خواستار بررسی عواقب حمله به ایران شد

برای اینکه جلوی بحرانی بنیان‌براندازتر اقتصادی گرفته شود و اروپا از آن رهایی یابد, بازار خاورمیانه و کسب سود از منابع غنی آن می‌تواند مکمل برنامه‌های سیاسی هم شود, لذا تحریم زودتر , سریع‌تر و حمله‌ نابودکننده در مرحله پس از آن, استراتژی کنونی اما پنهانی غرب می‌باشد. چراکه بهترین راه برای گشودن راهی برای نجات, شکستن درهای بازار بسیار بزرگ خاورمیانه است که هم‌اکنون غرب پشت‌ آن خیمه زده است.

به گزارش مشرق ،مجلس نمایندگان آمریکا طی متممی خواهان ارائه گزارشی در مورد "عواقب حمله نظامی به ایران" شد.

هم‌اکنون سه نفر از اعضای کنگره یعنی جان کانیرز،‌ نماینده دموکرات از ایالت می‌سی‌سی‌پی؛ کیث الیسون (Keith Ellison)، نماینده دموکرات از ایلت مینه‌سوتا؛ و، باربارا لی، نماینده دموکرات از ایالت کالیفرنیا؛ الحاق متممی را به قانون اختیارات اطلاعاتی پیشنهاد داده‌اند که بر اساس آن دولت ملزم به ارائه گزارشی در مورد عواقب احتمالی یک حمله خواهد بود. کانیرز و الیسون از فرآیند متمم استفاده نمودند تا به قانون اختیارات دفاعی – یک قانون بزرگ دیگر تخصیص بودجه که احتمالا تصویب خواهد شد – ادبیاتی اضافه نمایند مبنی بر اینکه کنگره اجازه جنگ با ایران را نمی‌دهد.

در واقع دموکرات‌های آمریکا , از جمله اوباما بیشتر بخاطر پرنسیب‌های حزبی و گرایشات دموکرات‌بودن نیست که به جنگ با ایران به آسانی تن در نمی‌دهند, بلکه بخاطر عواقب خطرناک آن است. جمهوری‌خواهی و دموکرات بودن در آمریکا تاکنون درحد یک شعار حزبی باقی مانده است و نمی‌تواند بر مسئله برخورد با ایران انتخابی بین جنگ در مقابل دموکراسی و صلح‌طلبی داشته باشد. درحقیقت جایگاه آمریکا در هژمونی جهانی, بستگی به عملی‌ساختن پروژه «خاورمیانه بزرگ» دارد و رویگردانی از آن خطر افول را برای آن کشور به دنبال دارد. کنگره ملی آمریکا چنان ویژگی‌ای پراگماتیستی دارد که بر مبنای منفعت ملی هژمون‌گرایانه عمل می‌کند نه گرایش‌های دموکراتیکی و جمهوری‌خواهانه.

درثانی استراتژی درازمدت آمریکا وقوع یک جنگ حتمی را تحمیل می‌نماید و حتی اوباما هم نمی‌تواند از آن رویگردان شود. به همین خاطر است که آخرین راهکار را جنگ , اعلام کرده‌‌اند. این نشان می‌دهد که در عرصه سیاسی آمریکا گروهی به نام «طرفدار صلح» وجودی بسیار قلیل و حاشیه‌ای دارد و حتی تندروهای جنگ‌طلب هم نمی‌توانند حرفی فراتر از پروژه‌های کنگره بزنند.

اساسا جنگ با ایران مطابق جو کنژکتوری نسبت به بازداشتن فعالیت‌های هسته‌ای ایران, برای آمریکا در اولویت قرار دارد. چه بسا اوباما همچنان منتظر فرارسیدن زمان حمله به ایران با احتساب عواقب خطرناک آن است نه توقف صرف برنامه‌های اتمی آن کشور. لذا گفته است:

«اگر برخی از این اشخاص (تندروها) چنین می‌پندارند که زمان حمله به ایران فرا رسیده است باید این عقیده را بیان نموده و همچنین به مردم آمریکا توضیح دهند که دقیقا چرا چنین کاری می‌خواهند انجام دهند و عواقب آن نیز چه چیزهایی خواهند بود.»

درکل, حمله به ایران هیچ‌گاه منتفی نخواهد شد و حتی سازشی کوتاه‌مدت هم نمی‌تواند جلوی وقوع آن را بگیرد. لذا برنامه نخستنی و بسیار استراتژیک در دوره کنونی برای آمریکا و غرب , به نتیجه رساندن تحریم‌ها است. از قرن بیست‌ویکم به بعد بدون اعمال تحریم, هیچ‌جنگی نمی‌تواند برای هژمونی‌های جهانی پیروزی در برداشته باشد. لذا جنگ حقیقی جنگ تحریم‌‌های اقتصادی شدید است.

تلاش‌های وزارت خزانه داری آمریکا در راستای تحریم‌های بیشتر

معاون وزیر خزانه‌داری آمریکا در امور تروریسم و اطلاعات مالی در ادامه سیاستهای خصمانه کشورش، به انگلیس، روسیه و سرزمینهای اشغالی سفر خواهد کرد تا درباره تحریمهای تهران و دمشق گفتگو کند.

قرار است امروز سوم ژوئن , دیوید کوهن , معاون وزیر خزانه‌داری آمریکا برای یک سفر پنج روزه به کشورهای انگلیس, روسیه و اسرائیل سفر خواهد کرد و با مقامات بلندپایه آنها در زمینه اجرای تحریم‌های آمریکا و جامعه بین‌المللی علیه ایران مذاکره خواهد کرد. در این دیدارها کوهن گزارشی از تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه ایران و سوریه به سبب مخالفت این کشورها با سیاستهای کاخ سفید ارائه خواهد کرد.

کوهن به تحریم همزمان ایران و سوریه اهمیت می‌دهد و آن را مورد بحث قرار خواهد داد. چه بسا آمریکا هم‌اکنون در صدد است که ضمن پیشبرد مذاکرات هسته‌ای با ایران از از امر جلوگیری کند که ایران تحریم‌ها را دور بزند.

آمریکا در زمینه‌ تحریم‌ها از تاکتیک‌های مشابه تحریم عراق استفاده می‌کند و در زمینه مذاکرات هسته‌ای هم از راهکارهای موسوم به «مدل لیبی» بهره خواهد گرفت. مدل لیبی اثباتی برای آن امر است که حتی توقف کامل برنامه‌های اتمی ایران هم نمی‌تواند جلوی حمله نظامی را بگیرد.

اما مشکل اساسی آمریکا این است که در قطب‌بندی‌های شیعه و سنی و یا ایران و ترکیه ـ عربستان هنوز نتوانسته نتایجی بر له خود حصول نماید و این امر باعث می‌شود که حمله نظامی به ایران به تعویق بیافتد و حتی عامل‌های دیگری در این تعویق یافتن حملات دخیل است. ازجمله: شکست در عراق و افغانستان, مسئله سوریه و قطب‌بندی‌های خاورمیانه‌ای. چراکه آنچه از همه مهمتر است, وقوع جنگ خطر قطب «شانکهای» را هم بدنبال دارد. زیرا چنین و متفقانش در قطبی قرار دارند که هرچند از آن زیاد بحث نمی‌شود, اما همچنان در کمین است و نظاره‌گر چگونگی آرایش‌های سیاسی و نظامی قطب‌گرایانه است. لذا آمریکا باید رضایت این قطب را برای حمله به ایران به دست بیاورد.