اردوغان و دولت ترکیه می‌خواهند ایران را به جنگ بکشانند

دعوت ابراهیم رئیسی رئیس جمهور ایران به ترکیه، دیدارهای آستانه، سفر رئیس میت به عراق و سفر وزیر دفاع ترکیه و رئیس ستاد کل ارتش ترکیه به عراق و اقلیم کوردستان نشانه درماندگی دولت ترکیه است.

گروه‌های تحت حمایت ایران با پهپاد به نیروهای سوریه دموکراتیک در دیرالزور حمله کردند، این یک اتفاق جدید است. این حمله در زمانی رخ داد که هفته گذشته بیست و دومین دور نشست‌های آستانه در قزاقستان برگزار شد. همزمان با اجلاس آستانه، ابراهیم رییسی رئیس جمهور ایران در سفری رسمی به ترکیه رفت و با رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه دیدار و گفت و گو کرد. اردوغان در کنفرانس مطبوعاتی مشترک صراحتا اعلام کرد که دولت اشغالگر ترکیه و رژیم ایران برای مبارزه با ی‌پ‌گ، پ‌ک‌ک و پژاک به توافق رسیده‌اند.

پس از حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ ، همه نگاه‌ها به این واقعیت بود که ایران مستقیماً در آن حمله دست داشته است. اما خیلی زود مقامات بلندپایه ایران با بیانیه‌های رسمی اعلام کردند که هیچ ارتباطی با حمله حماس به اسرائیل ندارند. آتش این جنگ تاکنون منجر به کشتار بیست و هشت هزار فلسطینی بی‌گناه شده است. یک کشتار فیزیکی، مادی و معنوی در جریان است و هیچ کس مسئولیت این حملات را بر عهده نمی‌گیرد. اگرچه تعداد کشته‌ها و مجروحان نیروهای اسرائیلی برای مردم اعلام نشده است، اما بر اساس آمارهای داخلی و بین‌المللی، خسارات زیادی نیز به اسرائیل در اثر این حملات وارد شده است. اکنون هیچ جای امنی برای زندگی در غزه وجود ندارد.

حمله حماس به طور ناگهانی اتفاق افتاد، هیچ کس مشکوک نبود که دولت ترکیه در این حملات دست داشته باشد. بنابراین، دولت ترکیه از ابتدا تا کنون به صورت تاکتیکی از حملات حماس حمایت می‌کند و از طریق رسانه‌ها به اسرائیل حمله می‌کند و می‌خواهد ایران را وارد منطقه جنگی کند.

دولت اشغالگر ترکیه به خوبی می‌داند که ایران در چنین وضعیت و موقعیتی نیست که بتواند مستقیماً از این حملات حماس حمایت کند. از آنجایی که ایران از حمایت از حملات حماس خودداری کرد، در صفوف حماس یک نیمه اعتمادی علیه ایران بوجود آمد. از این رو سران حماس به سرعت توجه خود را به روسیه معطوف کردند و از روسیه درخواست همکاری نمودند. زیرا برای حماس روشن شد که ایران در موقعیتی نیست که مستقیماً از آنها حمایت کند. عدم حمایت مستقیم ایران از حماس باعث ایجاد شکاف در میان مقامات حماس شد. حتی در صفوف حزب الله لبنان نیز انشعاب مشابهی وجود داشته است. کشته شدن مقامات حزب الله در دمشق در نتیجه همین شکاف‌ها بود. کسانی که در جبهه ایران می‌مانند، متهم هستند که اوضاع کشور را به هم ریخته و برای آینده لبنان و فلسطین و حتی برای یمن، عراق و سوریه دردسر ساز شده‌اند. بنابراین هیچ یک از این گروه‌ها حاضر نیستند مستقیماً علیه نیروهای آمریکایی وارد جنگ شوند. زیرا می‌دانند که بدون حمایت ایران نمی‌توانند در برابر حملات آمریکا مقاومت کنند.

همچنین حزب الله نیز با شلیک چند موشک از وارد شدن به جنگ با اسرائیلی‌ها خودداری کرد. زیرا آنها می‌دانند که اسرائیل مصمم است به حزب الله لبنان و همچنین حماس حمله کند. در صورت افزایش درگیری بین حزب الله و اسرائیل، احتمال حمله اسرائیل به لبنان مانند حمله به حماس و غزه وجود دارد. دولت لبنان نمی‌خواهد کشورش وارد وضعیت فلسطین شود، بنابراین اجازه نمی‌دهد حزب‌الله وارد چنین جنگ مخربی با ارتش اسرائیل شود.

نیروهای عراق از جبهه مقاومت اسلامی، حشد شعبی، عصائب اهل الحق تا نیروهای بدر، نیروهایی هستند که با نیروهای چارچوب هماهنگی دولت را تشکیل دادند. این نیروها دوباره محمد سودانی را به قدرت رساندند. اگر این نیروها به حرف سودانی گوش ندهند و حملات خود به آمریکا را متوقف نکنند، سودانی از دولت خارج می‌شود و اوضاع در عراق پیچیده‌تر می‌شود.

این وضعیت باعث شده است که در میان این نیروها که حامیان ایران هستند، به هر شکلی اختلاف وجود داشته باشد. دولت ایران چه از حملات این نیروها به آمریکا حمایت کند و چه سکوت کند، در هر دو مورد متضرر می‌شود. اگر ساکت باشد، این نیروها نمی‌توانند به تنهایی بجنگند و نمی‌توانند تا مدت طولانی در برابر حملات آمریکا و اسرائیل مقاومت کنند. اگر ایران به حمایت و همکاری با این نیروها ادامه دهد، دولت ایران مستقیماً طرف این حملات خواهد شد و در برابر نیروهای آمریکایی و کشورهای ائتلاف قرار خواهد گرفت. بنابراین بهتر است دولت ایران سکوت کند.

طرفی که در این حملات پیروز می‌شود، دولت اشغالگر ترکیه است. دولت ترکیه هم با کشورهای عربی و هم با اسرائیل است. به عبارت دیگر طرفی که در این جنگها تاکنون نفع برده است، دولت اشغالگر ترکیه است. با وجود اینکه ایران از چندین طرف محاصره شده و جنگ به سمت قلعه آن در حال حرکت است، دولت اشغالگر ترکیه سر جای خود ایستاده است. زیرا دولت ترکیه و اردوغان جنگ علیه کوردها را یک استراتژی می‌دانند و تمام تلاششان این است که همراه با سوریه، عراق و ایران با کوردها بجنگند.

دعوت ابراهیم رئیسی رئیس جمهور ایران به ترکیه و دیدارهای آستانه و سفر رئیس وزارت دفاع ترکیه به عراق و سفر وزیر دفاع ترکیه و رئیس ستاد کل ارتش ترکیه به عراق و اقلیم کوردستان نشانه درماندگی و پریشانی دولت ترکیه است.

دولت اشغالگر ترکیه و اردوغان به دلیل ضرباتی که گریلاهای زاپ، آواشین، خواکورک و متینا به ارتش شکست خورده آنها وارد کرده است، آرامش خود را از دست داده‌اند و می‌خواهند به هر طریق ممکن به گریلاهای آزادی‌بخش کوردستان ضربه بزنند. بنابراین بار دیگر به دنبال اتحادهای جدید برای ایجاد عملیات جدید علیه نیروهای گریلا هستند. دولت ترکیه به هر طریق ممکن تلاش می‌کند ایران، عراق، سوریه و حزب دمکرات کوردستان را در جنگ علیه گریلاهای آزادی‌بخش کوردستان مشارکت دهد. دولت ترکیه به خوبی می‌داند که نمی‌تواند در چنین حملاتی به نتایج خود دست یابد. با این حال واضح است که اردوغان تمام تلاش خود را می‌کند تا ایران را به جنگ علیه کوردها بکشاند.

دولت ترکیه می‌خواهد با رویاهای ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ عملیات اشغالگرانه علیه گریلاها انجام دهد. اما نمی‌داند که اکنون مسئله پ‌ک‌ک و رهبر آپو و فلسفه آزادیخواهانه این جنبش در سراسر جهان گسترش یافته و در موازنه های سیاسی منطقه‌ای و جهانی، پ‌ک‌ک و جنبش آپویی به یک جنبه اساسی تبدیل شده است و بدون توجه به آن ممکن نیست در خاورمیانه و جهان صلح و امنیت بوجود آید.