جمیل بایک, عضو شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کردستان, KCK, اعلام کرد که تا زمانی که حق «ملتبودن» کردها به رسمیت شناخته و حقوق و آزادیهایشان حصول نشود, مقاومت گریلاها ادامه خواهد یافت. وی گفت:«گریلا نیروی مشروع دفاع از خلقهاست. هیچ کس حق خیانت به یاد و خاطره شهدا راه آزادی را ندارد».
جمیل بایک, عضو KCK در مقاله خود که در روزنامه «آزادی ولات» و «ینیاوزگور پلتیکا» منتشر شده است در مورد دلایل اصرار بر خلعسلاح «نیروهای مدافع خلق» میگوید:
طی سالهای اخیر یکی از فعالیتهای بنیادین دولت ترکیه و مرکز جنگ روانی وابسته به آن این است که گریلاها را مجبور به خلعسلاح کنند. برخی از لیبرالها و کردهای دستنشاندهشان را هم برای رسیدن به این هدف, بکار میگیرند. میخواهند از طریق آنها چنان جوی حاکم گردانند که انگار اگر گریلا دست از سلاح بردارد, دولت مسئله کرد را چارهیابی میکند!
دولت درصدد است در راستای اعمال سیاست خلعسلاح گریلا, از وجود نیروهای جنوب کردستان هم استفاده کند. این نیروها هم مطابق روابط دیپلماتیک, سیاسی و اقتصادی خود با ترکیه, بارها بیانیههایی مبنی بر «بسر آمدن زمان استفاده از مبارزات مسلحانه» صادر کردهاند. البته بخاطر تداوم این روابطشان, کماکان کسی منتظر این نیست که بگویند«مقاومت گریلاها یک حق مشروع دفاعی است».
یک جاندار وقتی که موجودیتش به خطر بیافتد, به هر راهکاری مقاومتگرانه متوسل میشود.
تمامی جانداران وقتی که با خطری روبرو میشوند, با تمام نیرو و توان سعی میکنند از خود دفاع و محافظت کنند. انسان هم چه برای حفظ موجودیت خود و چه برای دفاع از جامعه باشد, به انواع راهکارهای دفاع مشروع میاندیشد و از هر فرصتی دفاعی استفاده مینماید.
این یک حق مسلم دفاع مشروع است که در سطح جهانی هم پذیرفته شده است. هر گونه مقاومتی بویژه مقاومت مسلحانه اقشار و خلقهای زیردست مشروع میباشد. فقط نباید غیرنظامیان که خارج از دایره جنگ هستند, مضرر شوند.
حزب کارگران کردستان در سال 1994 بصورت مکتوب به سازمانهای مربوطه سازمان ملل متحد اعلام کرده که به منشور ژنو در مورد جنگ, عمل خواهد کرد.
پیشتر گروههایی جنگطلبی که غیرنظامیان را مورد هدف قرار میدادند, از جانب پ.ک.ک محکوم گردیده است و حتی حزب پ.ک.ک در این زمینه عذرخواهی هم کرده است.
پ.ک.ک سالهاست که به پیمان ژنو متهد و پایبند است. برخوردش با اسرای جنگی چنان مطلوب و قابلپذیرش بوده که از جانب محافل جهانی مورد تقدیر قرار گرفته است.
مقاومت مسلحانه که امروزه با پیشاهنگی حزب کارگران کردستان پیشبرد داده میشود, کاملا پیرو خطمشی دفاع مشروع است. پ.ک.ک در جهان امروز خواهان حل مسئله کرد از طریق راهحلهای سیاسی و دموکراتیک است. اما این بدان معنا نیست که دیگر مقاومت مسلحانه کاملا مردود خواهد بود. اگر چنانچه پروژه و یا درکی متقابل برای حل مسئله از این طرق وجود نداشته و جامعه هم با خطر نابودی روبرو باشد, آنگاه هرگونه راهکار مشروع بویژه مقاومتمسلحانه , مشروعیت خواهد داشت. بطور خلاصه, هنوز در جهان امروزی زمان مقاومت مسلحانه بسر نرسیده. اگر فرصتی برای راهحل دموکراتیک به میان آید, آنگاه تنها راهکار مناسب هم راهکارهای دموکراتیک خواهد بود. پ.ک.ک بیشتر از تمامی سازمانهای جهانی این راهکار را مورد آزمون قرار داد, اما به نتیجه نرسید.
همانطور که همه بخوبی میدانند, رهبر خلقکرد, رهبر آپو کسی است که بیش از همه به راهکارهای سیاست دموکراتیک متوسل شد تا نتیجهای حصول نماید, اما وقتی که حزب حاکم عدالت و توسعه چارهیابی سیاسی ـ دموکراتیک را نپذیرفت, رهبری کاملا علیه خلعسلاح واکنش شدید نشان داد و آن را رد کرد. یک عواملی هم که موجب شده رهبر ملت کرد با انزوای سنگین و تهدید روبرو شود, این موضع ایشان بود. زیرا آشکارا اثبات نموده که دولت اردوغان و حزبش دارای پروژهای جهت چارهیابی مسئله کرد نیست و مدام کردها را در انتظار نگاه میدارد و میخواهد جنبش کردها را نابود سازد. اگر رهبر ملت کرد از چنین موضعی برخوردار نمیبود, آنها هم به سیاست انزواسازی و تهدید هم متوسل نمیشدند. به رهبری فشار میآورد تا مجبورش کنند مقاومت پ.ک.ک را متوقف سازد. اما بخاطر اینکه در مقابل این فشارها مقاومت میکند, قریب یک سال است اجازه نمیدهند با وکلای خود دیدار انجام دهد. حتی درخواست وکلا برای دیدار هم رد میشود. البته بازداشت و زندانی کردن وکلای رهبر ملتکرد برای اثبات نامشروع بودن انزوا و تهدیدها کافی است.
هماکنون ادعا میشود که رهبر ملتکرد طی نامهای به وزارت دادگستری گفته که وکلا سخنان من را تحریف مینمایند و یا اینکه خود نمیخواهد با وکلا دیدار کند, همه یک دروغ بزرگ است. تاکنون در جهان, دروغی چنان دور از شرم و حیا دیده نشده است. تنها یک سازمان دولتی هست که رهبری کاملا مخالف و ضد آن است, آن هم سازمانی وابسته به حزب عدالت و توسته است که در صدد اجرای سیاست نسلکشی است.
حزب اردوغان که درصدد است گریلاها را مجبور به خلعسلاح کند, خود یکی از عوامل اصلی است که مخالفان سوریه را مسلح میسازد. همچنین درصدد است برای نیروهای مخالف سوری منطقهای حایل و هوایی حفاظت شده ایجاد نماید, دولت ترکیه است. حزب اردوغان با سوء استفاده از مخالفان سوریه, به هرگونه اقدام اخلالگرانهای دست میزند. هماکنون خلقهای سوریه تحت ستم دولت ترکیه و مخالفان بسر میبرد. دولت اردوغان وقتی که یک فرد غیرنظامی به اشتباهی از جانب گریلاها کشته میشود, داد و بیداد میکند, اما این درحالی است که مخالفان سوری که حزب اردوغان از آنها پشتیبانی میکند, موجب مرگ هزاران غیرنظامی معصوم شدهاند.
امروزه گریلاهای کردستان به پیمان ژنو متعهدهستند و برای اینکه افراد غیرنظامی آسیبی نبینند, بسیار حساس عمل میکنند و مقاومت خود را ارتقاء میبخشند. گریلا در مقابله با سیاستهای بردهسازی و سیستمی دولتی که درصدد نسلکشی ملت کرد است, به مقاومت دست زده است. بخاطر اینکه به لحاظ حل سیاسی ـ دموکراتیک گامی برداشته نمیشود, گریلا هم از حق مقاومت استفاده میکند.
دولتمردان ترکیه میگویند «اگر گریلا دست از سلاح بردارد, مسئله کرد چارهیابی میشود». اما این حرف ارتباطی با واقعیت ندارد. اگر حزب اردوغان و دولتش بخواهند, میتوانند در عرض یک روز مسئله را حل کنند. جامعه ترکیه برای چارهیابی آماده است. اما آنکه بر سر راه چارهیابی مانع است, حزب اردوغان و دولتش هستند نه نیروی گریلا. این دولت میگوید اگر بتوانم گریلا را مجبور به خلعسلاح کنم, آنگاه براحتی میتوانم مطالبات خلقکرد را رد کرده و سرکوبشان کنم. عدم درک این مهم به معنای احمقبودن است.
اینکه دشمنان سوگند خوردهاند که آپو و پ.ک.ک را نابود کنند, یکی از دلایل ترویج جنگ روانی است. اگر نه هر انسان عاقلی میداند که دولت اردوغان و حزبش دارای سیاست جهت چارهیابی مسئلهنیستند. رفتار و برخورد آنها با رهبر خلقکرد اثبات میسازد که با کردخواهی هیچ نسبتی ندارند.
استعمارگران در طول تاریخ با اعدام رهبران خلقکرد و یا سوءقصد به جان آنها, خواستهاند خلقکرد بدون پیشاهنگ و رهبر باشد تا بتوانند جنبشهای کردی را نابود سازند. تاریخ کردها بخوبی اثبات مینماید که حمایت از رهبر کردها یکی از جنبههای حیاتی مبارزات آزادیخواهانه کردهاست. لذا دشمنی با رهبری که 13 سال و نیم است در زندان به مقاومت میپردازد, روی راستین دشمنان و مزدوران آنها را نشان میدهد.
تازمانیکه به ملتبودن کردها اعتراف نشده و آن را به رسمیت نشناسند و تازمانیکه آزادیها و حقوقشان اعطا نشود, مسلما خلقکرد خلعسلاح نیروهای گریلای کردستان را نخواهد پذیرفت. در وضعیتی که مسئله کرد چارهیابی نمیشود, بحث از خلعسلاح به معنای تسلیمیت و خیانت خواهد بود. فرزندان این ملت تاکنون صرفا برای حفظ موجودیت و حصول آزادیهای خلقخود جانشان را فدا کردهاند. کسی حق ندارد به یاد و خاطره آن شهدایی که جانشان را فدا کردهاند, خیانت کند.