تردیدها در مورد قتل اسماعیل هنیه در تهران، پایتخت ایران، بحثهای زیادی را به همراه داشت. چرا رئیس دفتر سیاسی حماس در تهران کشته شد؟ کشتن اسماعیل هنیه در تهران به نفع کیست؟ چرا اسرائیل درباره کشته شدن اسماعیل هنیه اظهار نظر نمیکند؟ چه کسی از محل و مکان هنیه در تهران مطلع بود؟ با چه چیزی هدف قرار گرفته است؟ این سؤالات و دهها سؤال مشابه دیگر برای مرگ ابراهیم رئیسی رئیس جمهور سابق ایران و امیرحسین عبداللهیان وزیر امور خارجه آن کشور نیز مطرح شد. وقتی بالگرد ابراهیم رییسی در استان آذربایجان شرقی سقوط کرد، همه میپرسیدند که چه کسی در سقوط بالگرد آنها نقش داشته است؟
اگر رژیم ایران در کشتن آنها دست دارد، چرا هلیکوپتر را در آذربایجان ساقط کرد؟ آیا نمیتوانست این کار را در ایران انجام دهد؟ آیا ابراهیم رئیسی و علی عبداللهیان در کشور دیگری مانند عراق یا پاکستان یا در یک کشور اروپایی نمیتوانستند چنین هدف قرار بگیرند؟ همه این سوالات مربوط به کشته شدن این شخصیتها سوالات مراکز تحقیقاتی است. الان هم که اسماعیل هنیه در تهران هدف قرار گرفت، تمام تمرکز و سؤالات این است که چرا هنیه در تهران کشته شد، اما در جای دیگری نه؟ چه کسی از این قتل بیشتر سود میبرد؟
اگرچه مقامات اسرائیل مسئولیت کشتن اسماعیل هنیه را بر عهده نگرفتهاند، اما نگاهها بیشتر به آن کشور است. زیرا حماس در حال جنگ مستقیم با اسرائیل است و این جنگ بیش از نه ماه است که ادامه دارد و نزدیک به چهل هزار نفر کشته شدهاند. اسماعیل هنیه یکی از افرادی است که در حماس بیش از اکثر رهبران حماس طرفدار مذاکره و راه حل سیاسی و گفتگو با اسرائیل است. از سوی دیگر، اکنون اسرائیل و حماس در حال گفتوگو و مذاکره برای اعلام آتشبس و تغییر نظر هستند. خب، کشتن هنیه در این زمان چه سود سیاسی برای اسرائیل به همراه خواهد داشت؟ آیا جنگ شدید بین اسرائیل و رژیم ایران در این زمان به نفع اسرائیل است؟ اسرائیل با ضربه زدن به اسماعیل هنیه در ایران چه چیزی بدست میآورد؟
این حمله چه سودی برای اسرائیل خواهد داشت؟ فردی که جایگزین هنیه در حماس میشود چقدر برای اسرائیل بهتر از اسماعیل هنیه خواهد بود؟ اکنون شایعاتی مبنی بر حضور خالد مشعل رهبر سابق حماس به جای هنیه شنیده میشود. اسرائیل خود درگیر جنگ مستقیم با حماس در فلسطین، با حزب الله در لبنان، با گروه مقاومه در عراق و با کتائب زینبیون در سوریه است، بنابراین به نفع اسرائیل نیست که جنگی را آغاز کند و جبهه جنگ دیگری را باز کند. از سوی دیگر، ایالات متحده آمریکا در ماه یازده سال جاری درگیر روند انتخابات است، بنابراین ممکن است آمریکا مانند گذشته فرصت حمایت لجستیکی، نظامی، اطلاعاتی و سیاسی از اسرائیل را نداشته باشد. همچنین توان نظامی و تجهیزات نظامی اسرائیل برای پاسخگویی به تمام نیازهای جبهههای جنگ کافی نیست. در هر صورت وقتی به موازنه قوا بین اسرائیل و ایران نگاه میکنیم، به طور کلی چنین جنگی به نفع اسرائیل نخواهد بود. منفعت این جنگ در این زمان نه فقط برای اسرائیل نیست، بلکه برای آمریکا هم نیست.
حتی در مورد رژیم ایران که به تازگی انتخابات ریاست جمهوری برگزار کرده و یک چهره اصلاح طلب را تبلیغ کرده است، شروع جنگ در خدمت منافع دراز مدت رژیم ایران هم نیست. زیرا رژیم ایران با آوردن مسعود پزشکیان میخواهد سیاستی متعادل در داخل و خارج بدون درگیری برقرار کند. به عبارت دیگر او میخواهد با حفظ موازنه قوا و گشودن باب گفت وگو درباره برخی پروندههای مربوط به سیاست بینالملل و در داخل با برخی شعارها و وعدهها، زمان بیشتری به دست آورد و عمر حکومت خود را افزایش دهد. بنابراین، منطقی نیست که رژیم ایران در این مقطع زمانی وارد جنگ با اسرائیل شود و میداند که نتیجه آن برای خودش مضر خواهد بود.
تا زمانی که اسرائیل رسماً مسئولیت قتل اسماعیل هنیه را بر عهده نگیرد، هیچ طرف یا قدرتی جرأت هدف قرار دادن مستقیم اسرائیل را ندارد و سازمانهای بینالمللی و منطقهای این حق را مشروع نمیدانند. پس سوال اینجاست که چه کسی از کشتن و هدف قرار دادن اسماعیل هنیه سود میبرد و چرا او در ترکیه و قطر که هنیه به این دو کشور رفت و آمد داشت هدف قرار نگرفت و کشته نشد؟ دولت اشغالگر ترکیه خود یکی از اعضای فعال ناتو است، همچنین یکی از طرفهای اصلی بود که حماس را تشویق به حمله به اسرائیل کرد، این کشور رابطه قوی و بدون تغییر با اسرائیل دارد. پس از نشست جدی و عمیقی که ماه گذشته در واشنگتن برگزار شد، منطقی نیست که دو عضو ناتو دور هم جمع شوند و با منافع مشترک یکدیگر مخالفت کنند. قطر نیز نقش بینالمللی دارد، مقر نیروهای ناتو و پایگاه نیروهای آمریکایی در آنجا است و همچنین یک کشور عربی است که ایالات متحده چندین سال است در تلاش برای ایجاد اتحاد و صلح بین اسرائیل و کشورهای عربی است و نتایج تلاشهای آنها توافق ابراهیم و تأسیس ناتوی عربی بود. بنابراین، قطر برای اجرای چنین طرحی مناسب نیست و اگر اسماعیل هنیه در این دو کشور کشته شود، هیچکس سودی نخواهد داشت. بنابراین بهترین و مناسبترین گزینه و مکان ایران و پایتخت آن کشور بود. اما آنچه مهم است این است که چه کسی و چگونه این طرح را اجرا کرد.
همانطور که در مورد مرگ مشکوک ابراهیم رییسی، دولت ترکیه تنها طرفی بود که مظنون به انجام این اقدام با همکاری یک دست داخلی بود، به همین ترتیب در قتل اسماعیل هنیه، دولت ترکیه و حتی همان دست داخلی که علاقه مند به جنگ و تعمیق درگیریها در خاورمیانه و جهان هستند، دور نیست که این اقدام را نیز آنها انجام داده باشند.
از سوی دیگر، برجسته کردن یک واقعیت دیگر در این موضوع حائز اهمیت است. دولت اشغالگر ترکیه در تلاش است تا کریدور جهانی تجارت و انرژی را که قرار است از سال ۲۰۲۳ از هند به امارات متحده عربی، عربستان سعودی، اسرائیل، قبرس، یونان و اروپا گسترش یابد، مسدود کند. او میخواهد جنگی بین ایران و اسرائیل به راه بیندازد. ناتو، آمریکا و اسرائیل تاکنون موضوع حماس و غزه را حل کردهاند و روی حزب الله نیز کار میکنند. به بهانه تهدیدات حزب الله، آمریکا کشتیهای جنگی خود را به سواحل لبنان و دریای آرام رسانده است. اگر آنها بر آن مانع غلبه کنند، کریدور به قبرس خواهد رسید. دولت ترکیه برای حل مسئله قبرس طبق برنامه خود معتقد به ایجاد دو دولت جداگانه برای قبرس است. اما اتحادیه اروپا، آمریکا و ناتو این طرح دولت ترکیه را نمیپذیرند و فقط میخواهند دولتی برای دو ملت در قبرس ایجاد شود. ممکن است اختلافات با دولت ترکیه عمیقتر شود، برای جلوگیری از موفقیت طرح اروپا، ناتو، آمریکا و اسرائیل، دولت ترکیه تمام تلاش خود را میکند تا جنگ و درگیری بین ایران، اسرائیل را شعلهور و عمیق کند. به همین دلایل، کشتن اسماعیل هنیه نه در ترکیه، نه در قطر و نه در هیچ کشور عربی به نفع نظام مدرنیته سرمایهداری نبود.