خبر فوری: فراخوان تاریخی رهبر آپو
یادداشت

استفاده ی ابزاری از مردم توسط یک حکومت دیکتاتور

رهبری در بخشی از مانیفست تمدن دموکراتیک می‌گوید: «برای دولت‌ها، انسان‌ها یا ابزارند یا دشمن» و حکومت ایران دقیقا نمود عینی این عبارت است.

روز یکشنبه پنجم اسفند ۱۴۰۳ عده‌ای را تحت عنوان قربانیان پژاک، در مقابل سفارت‌های آلمان، بلژیک و سوئد در تهران جمع کردند تا حقیقت را وارونه نشان دهند و از این طریق به رفقایی که در اروپا هستند فشار وارد کنند. اولا، باید به رفقایمان در اروپا دست مریزاد بگوییم که باعث شده‌اند اینها چنین احساس خطر کنند و بدین شکل واکنش نشان دهند. ثانیا، اصلا معلوم نیست اشخاصی را که برای هوچی گری گرد هم آورده‌اند هویتشان چیست؟ چند کورد خائن البته ممکن  است در میان آنان باشند و تن عده‌ای دیگر را هم لباس کوردی پوشانده‌اند تا جمعیت را بالا ببرند و اینطور القا کنند که معترضین از میان خلق کورد هستند. چرا این کار را می‌کنند؟ دلیل این است که دقیقا از همین ناحیه احساس خطر می‌کنند؛ می‌دانند پژاک از خلق کورد و خلق کورد از پژاک جدا نیستند. وقتی دیدند با تمام تبلیغات منفی که انجام دادند نتوانستند چند نفر را در کوردستان بر علیه پژاک پیدا کنند دست به دامان این نمایش‌های نخ‌نما شدند.

البته عده‌ای با هویت مشخص هم میان جمعیت بوده‌اند که نزدیکانشان اکثرا یا در درگیری‌ها کشته شده‌اند یا خیانت کرده‌اند. وقتی حکومت به دست کسی سلاح می‌دهد و آنها را به کوردستان می‌فرستد تا رفقایمان را شهید کنند چه انتظاری جز دفاع مشروع می‌توان داشت؟ این قانون طبیعت است هر موجودیتی از خودش دفاع می‌کند. در واقع با این عمل، رژیم ایران دو بار از این اشخاص به عنوان ابزار استفاده کرده است. یک بار روزی که آنها را به کوردستان فرستاد و بار دوم سو استفاده رسانه‌ای از آنها پس از مرگشان! اگر مقصری در این میان باشد، حکومت ایران است چرا که این رفقای ما نیستند که وارد حریم خلق‌های دیگر شده باشند یا مثلاً به تهران وارد شده باشند، بلکه این رژیم است که با علم به اشغالگر بودنش در کوردستان، این افراد را به آنجا می‌فرستد. در مورد کوردهای خیانتکار هم که موضع مبارزان آپویی واضح است؛ اگر خیانت کسی در هر کجای دنیا باعث ریخته شدن خون رفیقی شود، انتقام نگرفتن از آن خلاف شرافت است، حال هر که می‌خواهد باشد.

در واقع آنقدر ساختگی بودن این تجمع واضح بود که نیازی به پاسخگویی به مواردی که در بالا مطرح شد نداشت منتها بر اساس احساس وظیفه تصمیم گرفتیم که قدری این مسائل، که سال‌هاست روی آنها مانور می‌دهند، را روشن کنیم وگرنه هدف این تجمع و حکومتی بودن آن در همان سطور اولیه‌ی بیانیه‌ی آنها مشخص می‌شود که با آوردن نام رفقا پَخشان عزیزی و وریشه مرادی، از دولت‌های اروپایی می‌خواهند که از حمایت از آنها دست بردارند. این در عین حال زنگ خطری را در مورد جان این دو عزیز اسیر به صدا در می‌آورد و با توجه به اینکه اخیرا دادخواهی رفیق پخشان به حکم اعدام، در دیوان عالی هم رد شده، نشان از این دارد که رژیم نقشه‌های شومی در قبال این عزیزان کشیده است. این باید به عنوان هشداری برای خلق کورد باشد تا هر کس به هر وسیله‌ای که می‌تواند صدای این دو عزیز باشد و فشار اذهان عمومی را بر حکومت در جهت شکستن حکم ظالمانه اعدام، افزایش دهد. هیچکس نباید این را کاری کوچک بشمارد چون اگر رسانه و اذهان عمومی مهم نبودند رژیم ایران این بازی‌ها را برای توجیه خود به راه نمی‌انداخت. امروز رژیم ایران در پایین‌ترین سطح مقبولیت اجتماعی قرار دارد و این موجب موثرتر شدن فشارها در تغییر رفتار آنها خواهد شد.